تبليغاتX
کل کل های انتحاری یک آخاله گلپایگانی
خبری عمومی,سیاسی,جنجالی ,پوز زنی استکبار جهانی و ایادی شرق و غرب

بسم الله الرحمن الرحیم

ان الله لایغیرمابقوم حتی یغیروا ما بانفسهم
خداوند وضع هیچ گروهی راتغییر نمیدهد مگرآنکه آنها خودوضع خویش را دگرگون سازند.

بایادونام آن یارسفرکرده ونثاردرود وصلوات برروح پاک امام خمینی(ره)واعلام بیعت مجددوپیروی ازرهبری آگاه وشجاع،باتوجه به سنت محکم الهی که سرنوشت هرملت با خواست و اراده خودآنها گره خورده است وبا اذعان به این نکته که مسیرپیش روی هیات پیروی از سیره ائمه معصوم وتقویت واشاعه مبانی اسلامی وتقویت جبهه حق ومنادیان حق درسطح جامعه می باشد ونظر به سیره مبارزاتی پیامبر اکرم(ص)وائمه معصوم که نشانه عدم جدایی دین از سیاست است،برخود لازم می بینیم که ازمواضع حکیمانه رهبری پیروی نموده و در انتخابات پیش رو رهنمودهای ایشان را (در مورد معیارانتخاب اصلح)سرلوحه آراء خود قرار داده و با در نظر گرفتن:
1-حمایت گسترده مقام معظم رهبری از دولت نهم
۲-عملکردشفاف وخادمانه وعزتمندانه این دولت

حمایت قاطع خودرا از رئیس جمهور محبوب جناب آقای دکتر احمدی نژاد اعلام نمائیم.

شایسته است نیروهای متدین وانقلابی هوشیاری خودرانشان داده وبا انتخاب اصلح درجهت رشد وتعالی معنوی ومادی جامعه اسلامی وظیفه شرعی خود را انجام نمایند.
درپایان آرزومندیم خداوند لطف ورحمت خودرامشمول این ملت نموده ودر ظهور آن امام غائب تعجیل فرماید
والسلام ومن اتبع الهدی         پنجشنبه14/3/1388

التماس دعا

****************

این در حالیست که در این شهر چنب و جوش مشارکتی ها که چند سالی بود به سوراخ خزیده بودند به چشم میخورد.

حالا بخورند چند تا از مسئولین عزیز شهر که توی این چهار سال سر دم این حضرات را نچیدند تازه در عرصه های مختلف به این اقایان میدان هم دادند

یادم نمیره در دوره خاتمی اجازه کوچکترین فعالیتی را به بچه های حزب اللهی توی این شهر نمیدادند

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 13:39  توسط سید احمد امام جمعه گلپایگانی  | 


 فائزه خانم يادتان رفته احساس قداست مي كرديد؟!

سالگرد دوم خرداد در ورزشگاه آزادي و در ايام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها در حالي با حضور خاتمي و زهرا رهنورد همسر ميرحسين و با رقص و پايكوبي و حالتهاي زننده برخي دختركان و پسركان بزك كرده همراه بود كه اين همايش عملا تبديل به محفلي شد تا تمام كساني كه منافعشان در طول 4 سال عمر دولت نهم به خطر افتاده است، براي حمايت از ميرحسين موسوي جمع بشوند و تمام بغض و كينه و فحاشي خود را در قالب توهين و اهانت به رئيس جمهور منتخب مردم خالي كنند.

كارگردان حقيري حقارت خود را گردن سفرهاي استاني! رئيس جمهور انداخته و با توهين به رئيس جمهور گفته است:"طي ‏4‏ سال گذشته يك آدم كوچولو من را كوچولو كرد‏." اين كارگردان حقير گفته كه " با هر تريبوني كه در دستان احمدي نژاد قرار مي گرفت، احساس حقارت مي كردم"

سوال اينجاست كه چرا حاميان ميرحسين از همان چيزهايي احساس حقارت مي كنند كه باعث سربلندي و سرافرازي مردم كشور شده و از همان چيزهايي عصباني مي شوند كه بغض و كينه و عصبانيت صهيونيسم و دشمنان مردم ايران را در پي داشته است؟!!

صرفنظر از بسياري از توهين هاي مستقيم ديگر به رئيس جمهور، اهانت فائزه هاشمي نيز قابل تامل است. فائزه هاشمي با توهين به مردم و رئيس جمهور منتخب آنها گفته است "در اين چهار سال نكبت، خفت و خواري نصيب ملت ايران شد و ما نمي خواهيم اين دوران تلخ را دوباره تكرار كنيم‏.‏"

البته او نگفته كه چرا خفت و خواري باند ثروت و قدرت را كه وي و پدر و برادران و اعوان و انصارشان به آن منتسب هستند را به كل مردم و ملت ايران تعميم مي دهد؟!!

جالب اينجاست كه وي گفته است: "اگر اين دولت دوباره پيروز شود بر وي مشتبه مي شود كه امام زمان (عج) است و خطاهاي گذشته خود را دوباره تكرار خواهد كرد و با قدرت بيشتري ادامه خواهد داد‏.‏"

اين در حالي است كه در دوران به اصطلاح سازندگي آنقدر دور اكبر هاشمي رفسنجاني را فضايي مقدس گونه ترسيم كرده بودند كه خود هاشمي و خانواده اش هم باور كرده بودند كه نعوذبالله چيزي كمتر از پيامبر و امامان(ع) كم ندارند. به عنوان نمونه وقتي "روزنامه زن" با مديرمسئولي فائزه هاشمي به دلايل خلافهاي گوناگون و از جمله چاپ "پيام نوروزي فرح پهلوي" توقيف شد، مادر فائزه در راهروهاي دادگاه به خبرنگاران گفت كه دخترم فائزه امروز مثل حضرت زينب (س) مظلوم واقع شد.

امروز تخريب و توهين و فحاشي به دولت نهم و رئيس جمهور منتخب مردم جزو لاينفك برنامه هاي تبليغي ميرحسين و حاميانش است كه به طور قطع نتيجه عكس خواهد.

***********

حین بررسی آمار وبلاگ خودم به جستجوی یکی از بازدیدکنندگان عزیز برخوردم که در سایت گوگل جستجو کرده بود:"گوسفندی به نام احمدی نژاد".با دیدن این واژه به یاد توهین ها و مطالب دروغی که از ابتدای نامزد شدن احمدی نژاد در سال ۱۳۸۴ تا امروز به احمدی نژاد نسبت داده شده بود افتادم.مطالب دروغی که حتی صدای رهبر انقلاب را درآورد و در یکی از سخنرانی هایشان در جمع مردم کردستان از این دروغ پردازی ها انتقاد کردند.

جدا از این مسائل احمدی نژاد در طول این چهار سال به قول خودمانی پا روی دم خیلی ها گذاشت.وقتی فکر می کنم می توانم درک کنم که چرا این هجمه سنگین خبرپراکنی ها علیه وی از آغاز انتخابات ریاست جمهوری دور نهم تا امروز ایجاد شده است.ایجاد پیامک های توهین آمیز و تمسخرآمیز علیه احمدی نژاد و پراکنده کردن آن به طور وسیع در میان مردم تنها یکی از اقدامات برخی علیه وی بوده است.ایجاد پایگاه های اینترنتی برای جک سازی و تمسخر احمدی نژاد٬طراحی کاریکاتورهای گوناگون علیه وی(که در طول ۳۰ سال انقلاب اسلامی بی نظیر بوده است)٬ایجاد خبرهای دروغین در روزنامه های مخالف و ده ها مورد دیگر از جمله اقدامات مخالفان برای تخریب احمدی نژاد بوده است.

صرف نظر از هرگونه طرفداری یا مخالفت با احمدی نژاد وی توانسته است در طول این چهار سال معادل کل ۱۶ سال پیش از خودش کار کند.واگذاری نهادهای دولتی به میزان چندین برابر نسبت به سال های پیش به بخش خصوصی،کاهش بیکاری با ایجاد بنگاه های زودبازده و دیگر اقدامات٬ایجاد فضاهای ورزشی٬ارتقای چند پله ای جایگاه ایران در شاخص توسعه انسانی سازمان ملل متحد- که شاخصی برای توسعه هر کشوری محسوب می شود٬سفرهای متعدد استانی و آشنایی با مشکلات مردم از نزدیک٬تصویب هزاران مصوبه برای هر استان برای توسعه و پیشرفت و بسیاری اقدامات دیگرتنها گوشه ای از اقدامات احمدی نژاد در عرصه اقتصاد بوده است.البته احمدی نژاد کاستی های نیزداشته است که بخش گسترده ای از آن ها میراث دولت های پیشین از جمله دولت آقای موسوی بوده است.

ارتقا جایگاه ایران در عرصه جهانی با پافشاری بر مواضع هسته ای و فضایی،سخنرانی های متعدد که بر جایگاه ایران در عرصه جهانی افزود،ایجاد فضای باز سیاسی که حتی مخالفان می توانند آن را در روزنامه های منتشر شده در دکه ها و اینترنت ملاحضه نمایند و بسیاری موارد دیگر گوشه از فعالیت های احمدی نژاد در عرصه سیاسی بوده است.

فعالیت های مثبت احمدی نژاد سبب شده است تا مخالفان که چیزی برای معرفی کردن خود ندارند به تخریب اقدامات وی بپردازند.احمدی نژاد فردی بود که در راه پیشرفت وتعالی ایران به مرز قربانی شدن رسیده است.استقبال گسترده از وی در سفرهای استانی اش دلیل بر محبوبیت وی در میان ملت ایران است.ساده زیستی و توجه به توده مردم و مستضعفان همواره در یادهای موافقان و مخالفان باقی خواهد ماند.او یکی از معدود افرادی است که نیازهای جامعه را می شناسد و برای برطرف شدن ان ها تلاش می کند.باید دید که این گوسفند که ایران را در این چهار سال به ویرانه ای تبدیل کرده است می تواند بار دیگر رئیس جمهور شود.

داوود در ميان خشم جالوت دنيا

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 15:1  توسط سید احمد امام جمعه گلپایگانی  | 

پس از انتخاب احمدي نژاد ونااميدي سرافكنده سیاسی(که سابقه ورود چند ساله به سیاست و مجمعی خاص را دارد) از در اختيار گرفتن وزارت نفت ،وي درصدد تخريب دولت قدم برداشت آنچنان كه گوي سبقت را از رسانه هاي ضد انقلاب هم ربود وهمنوابا صهيونيست ها به سياست خارجي دكتر احمدي نژاد تاخت.

 در مسایل داخلی نیز بسياري از مناقشات ميان دولت و مجلس هفتم حاصل فتنه انگيزي هاي اين فرد و جريانش بود كه براي درك بهتر اين مساًله نگاهي به سایت مذكور و همچنين اسامي افرادي كه در مجلس هفتم به نفع اين جريان عمل مي كردند گوياي اين واقعيت است و بدین نحو موفق شدندموانع زيادي بر سر راه دولت خدمتگذار نيز ايجاد كنند.

 نمونه آن لايحه واردات كالاها اساسي بود كه مهر ماه سال 86 به مجلس ارائه شد و عدم تصويب آن موجبات افزايش بسياري ازقيمت ها را فراهم آورد وجالب اينكه همین جريان در رسانه هاي خود از افزايش قيمت ها مي ناليد! به هر تقدير اين مصوبه چندي قبل با نمایان شدن مشکلات ناشی از خشکسالی در  مجلس هشتم  تحت عنوان لايحه مقابله با خشكسالي با تاخیر چند ماهه!! به  تصويب رسید.

اين جريان پس از آنكه مشاهده کرد با وجود سرخوردگي بخشي از مردم، بسياري از آنها بدليل اينكه عامل  نابساماني هاي اقتصادي را كارشكني عوامل پشت پرده( که  مدتهاست از پرده بيرون افتاده اند) مي دانند وکماکان احمدي نژاد را گزينه مطلوب ،از راي مردم نااميد شده ودرصدد برآمد كه كار احمدي نژاد را توسط نظام يكسره كند!

 و چه توهم احمقانه اي! 

عوامل او، احمدي نژاد را  در سايت خود به بني صدر تشبيه كردند ومكرراً طعنه زدند كه با تو چنان مي كنيم كه با بني صدر كرديم! غافل از اينكه بني صدر خائن بود و احمدي نژاد خادم .اين مطلب را كودكان اين ملت نیز لااقل در هنگام مراسم تنفيذ ديده بودند.

 تكبر بني صدر در برابر امام(ره) و تواضع احمدي نژاد در برابر آقا .

 اما سرسپرگان به مافيا دست بردار نبودند تا به آنجا كه عكس العمل عده اي را برانگيخت.

در اين راستا و براي بني صدری جلوه دادن دولت نهم! دو حركت به موازات هم توسط این مهره سوخته سیاسی و جريانش پيگيري شد.

 اول ايجاداتحاد با ساير رقباي رییس جمهور

 دوم ايجاد اختلاف ميان روحانيت وحتي نظام با احمدي نژاد

  پيگيري  مرحله اول تا انتخاب مجلس هشتم بايد ادامه پيدا مي كرد تا به مددائتلافی  فراگير!!بادو رقيب رئيس جمهور و همچنین روحانيت، تركيبي مخالف دولت در مجلس ايجاد شود و ازاین طریق زير پاي رئيس جمهور راسست كنند ( توهم بركناري بني صدر توسط مجلس!)

بخشی از روحانيت و ضلع سنتي اصولگرايان عليرغم اختلافاتی كه با احمدي نژاد داشتند با درك شرايط كشور و با علم به اينكه مطلوب ترين گزينه به جهت وفاداري به نظام و ولایت و مهمتر از آن ميزان محبوبیت میان مردم احمدي نژاد است ، مقدمات انتقال كانديداي مورد نظر خود را به شهر قم فراهم كرد و عملاً مثلث فراگير دو ضلعي شد .

 در اثر رايزني هاي دیگر ضلع  اصولگرايان  رقيب دوم نيز در روزهاي آخر عرصه را واگذار كرد و تلويحاً عنوان داشت كه ترجيح مي دهد در نهاد خدماتي خود به فعاليت ادامه دهد تا به رقابتي كه پيروز شدن در آن كار آساني نبود .

به اين ترتيب از ائتلاف تنها فضولاتش مانده بود كه با نااميدي اما هياهوي فراوان و با شعار منتقد دولت پابه عرصه رقابت گذاشتند و نتيجه آن شد كه ديديم ، نفرات برتر فراگيران بعد از اصلاح طلبان مطرود قرار گرفتند!!

مرحلة دوم : اين مرحله در صورتي مي توانست اجرايي شود (نه به هدف برسد بلكه فقط اجرايي شود) كه مرحلة قبل با موفقيت فراگيران! همراه مي شد اما با شكست انها در دستيابي به كرسي هاي مجلس ، عملیاتی كردن ايجاد اختلاف عملاً بي فايده بود، اما اين باعث نشد كه  دريوزگان سياسي مسير شيطاني خويش را متوقف كنند. بايد كاري مي كردند حتي به اندازه پنجه كشيدني به صورت دولت .

 اين چنين بود  كه به بهانه سخنان رئيس جمهور دربارة نقش امام زمان (عج) به او حمله ور شده و متأسفانه برخي ناآگاهانه و مغرضان در لباس دين را نيز در اين بازي به استخدام درآوردند كه با مانع روحانيت اصيل مواجه شد .

 حمايت علماء و روحانيت اصيل از سخنان رئيس جمهوري و افشاگري احمدي نژاد دربارة مافياي  سیگاركه متوجه همين فرد بود موجب گرديد كه آخرين تير اين مفسد سياسي پرتاب شود و اين چنين بود كه در گرماگرم مجادلات قوای مقننه وقضاييه وبا سوء استفاده از اين كشمكش، پالیزدار به تحریک غیر مستقیم این جریان ماموریت پيدا مي كند كه اظهاراتي را در دانشگاه همدان داشته باشد و بلافاصله اولين سايتي كه اظهارات او را انعكاس مي دهد سايت متعلق به فرد مذکور است و پاليزدار به عنوان يكي از حاميان دولت معرفي میشود!

 جالب اينكه پاليز دار در ايام انتخابات رئيس جمهوري و تا زماني كه سرافكنده سياسي در صحنه بود و دولت هاي گذشته را به قاچاق مواد مخدر متهم مي كرد!! از حاميان جدي او به شمار مي رفت و اين بايد رمز معماي پاليزدار باشد (قرار داشتن پاليزدار در زمره حاميان انتخاباتی سرافكنده سياسي + خواستة سرافكنده مبني بر ايجاد اختلاف ميان رئيس جمهور و روحانيت بالاخص بعد از افشاگري احمدي نژاد دربارة  مافياي سيگار + انعكاس سخنراني پاليزدار و بهره برداري وانتساب ان به حامیان دولت).

 دستگاه قضايي هم كه مترصد فرصتي اين چنين براي انتقام گیری از تيم تحقيق و تفحص  مجلس بود در اين دام قرارمي گيرد.

 البته اين سناريو به دليل مخالفت صريح حاميان دولت با اظهارت پاليزدار با شكست مواجه مي شود .

 سرافكنده سياسي در همان نقطه اي ايستاده كه 10، 11 سال قبل كه به سياست وارده شده بود، با اين تفاوت كه امروز همه جناح ها و گروه ها او را مي شناسند به عنوان عنصري فساد زا و اختلاف افكن كه نه جايي در اصولگرايي دارد نه در اصلاح طلبي و نه حتي مستقل ها، آش به حدي شور شده كه رضاخان حزب اللهی! هم تلويحا از او برائت مي جويد.

 آيا دستگاه امنيتي كشور نبايد تا دير نشده زوايای نه چندان پنهان اين عنصر  مفتري را بررسي كند كه يك روز دولت آقايان هاشمي و خاتمي را به قاچاق مواد مخدر متهم مي كند!! ويا اقتصاد رضاخان را به رخ جمهوري اسلامي مي كشد! روز ديگر رئيس جمهور را مقايسه با عناصري خائن مي كند و يا در پي ابجاد اختلاف ميان مسئولان نظام است.

اقایان شک نکنید پالیزدار نباید قربانی شود او مهره ای فریب خورده از جریان سرافکنده سیاسی است تا دیر نشده مهره اصلی را تعقیب کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 14:52  توسط سید احمد امام جمعه گلپایگانی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 13:15  توسط سید احمد امام جمعه گلپایگانی  | 

خدا در شب معراج به پیامبرش فرمود:

دوست داشتن من دوست داشتن فقراست.

پس فقرا را نزدیک خو د بیاور تا تو را به خودم نزدیک کنم...

که فقیران دوستان منند.

 

الا یا ایها الکاندید.....

این کودک را هم ببین

اگر ندید.... خدا تورا ....

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 21:56  توسط سید احمد امام جمعه گلپایگانی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 21:32  توسط سید احمد امام جمعه گلپایگانی  | 

حاج محسن هم نیم نگاهی تا روز انصرافش به انتخابات دارد

ولی این بار ملا قلی بور نیست تا حاجی قسم حضرت زهرا را برایش بخورد که انصراف نمیدهد

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 21:52  توسط سید احمد امام جمعه گلپایگانی  | 

كرباسچي با اشاره به فيلم اخراجي‌هاي ‪ ۲‬گفت: با اين سبك فيلم چه موردي را مي‌خواهيم ثابت كنيم.

به گزارش خبرنگار سياسي ايرنا، غلامحسين كرباسچي روز دوشنبه به همراه جميله كديور مشاور امور زنان كروبي در همايش تحليل انتخابات رياست جمهوري در دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه شهيد بهشتي سخنراني و به سوال هاي دانشجويان پاسخ داد.

كرباسچي همچنين به انتقاد از عملكرد دولت در عرصه فرهنگي پرداخت و گفت:
اگر يك فيلم را يك كارگردان از مفاخر ملي تهيه كند در لابه لاي دستگاه اداري براي دريافت مجوز پخش گير مي‌كند اما به راحتي به يك نفر كه در دفاع مقدس حضور داشته اجازه كارگرداني مي‌دهند و فيلم وي چند ميليارد تومان فروش مي‌كند.

وي تصريح كرد: شما اگر اجازه مي‌دهيد كه به اين حد باز از جبهه‌ها انتقاد شود پس چرا به ديگران اجازه نمي‌دهيد آيا كس ديگري اجازه دارد در فيلمي با رزمندگان و جبهه شوخي كند.

وي با اشاره به فيلم اخراجي‌هاي ‪ ۲‬گفت: با اين سبك فيلم چه موردي را مي خواهيم ثابت كنيم.

حمله کرباسچی به اخراجی ها برایم جالب توجه بود چون تا دیروز نوچه های دزدان بیت المال و پاچه خوارهای آقا زاده ها با دریافت چندر غاز  به بهانه  نقد اخراجی ها هرچه به دهانشان می رسید می گفتند حالا خود چیز مهره ها به میدان آمده اند .

بغض آنها از اخراجی ها به خاطر این است که مردم را به جای اینکه روبروی هم قرار دهد  در کنار هم قرار داده تا این حضرات نتوانند  سوار موج اختلاف بین نسلها  شوند....

آری ده نمکی با قالپاق دزد ها و لمپنها  و  به قول برخی دوستان ژیگول ها و به قول منتقد محترمی مو سیخ سیخی ها کنار می آید ولی با آقا زاده های دزد مال مردم خور که با موتور گازی به حکومت رسیدند و با بنز به خانه رفتند  نه!

 

در مشترک مردم ما عدالت و نفرت از ریاکارانی است که تعطیلاتشان رادر کانادا  و لندن و آنتالیا سر می کنند و در تهران داد ارشاد جوانان دارند....آیا این  شخصیت ها و آقا زاده هایشان تداعی کننده حاجی گرینف اخراجی ها نیستند که امروز با دیدن نقش خود و هجو شدن آن و خنده مردم به آنها اینقدر عصبانی شده اند؟

آقای کرباسچی یادشان رفته عکس های شهدا را از خیابانها پاک می کرد وبه جای آن تبلیغات شرکت های خارجی را می کوبید  امروز مدافع جنگ و شهدا شده؟

نگذارید پرونده های گرد و خاک خورده سابق را که به خاطر مصلحت نظام!!!! چال کردند بیرون کشیده شود!

نگذارید پرونده های شهرام جزایری ها و فاضل خداداد ها باز خوانی شود. بگذارید مردم فکر کنند شما نخبگان سیاسی پاکید و منجی آنها شاید ....

آن کسی که باید اخراجی باشد مدیران فاسد و خواص به انحراف رفته  و آقا زاده های آنها هستند نه مردم دچار درد فقر اقتصادی و فرهنگی.

آقای کرباسچی !چه شده تا دیروز لودر به خانه مردم می انداختید تا برج بسازیید امروز لودر به جان سینما و استقبال مردمی ار آن  انداخته اید؟

من از نوشتن علیه دزدان بیت المال  اعم از پداران و پسرانشان  چه چپ و چه راست  پشیمان نخواهم شد و  در  عرصه نشریات باشم ویا در  عرصه سینما یقه آنها را رها نخواهم کرد چرا که اینها  و جرمشان را کمتر از بعثی هایی که در بستان به نوامیس مردم تجاوز کردند نمی دانم  .

آنها با زور اسلحه به نوامیس ایرانی تجاوز کردند و اینها با غارت بیت المال و انباشت ثروت در دست خود و اقربایشان و ایجاد فاصله طبقاتی به اسم توسعه و عوارض غیر غابل اجتناب آن عده کثیری دختران ایران زمین  را از درد نان شب و نداری به تن فروشی به ملخ خور های حاشیه نشین وادار کردند.....

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 21:25  توسط سید احمد امام جمعه گلپایگانی  | 

من از علاقه مندان به «بسیجی»ام

 

 

به او بر می خورد زمانی که دانشجویان شعار دادند«توپ، تانک، ... دیگر اثر ندارد»؛ با دلخوری نگاهی به جمعیت پرشور دانشجویان که گاه بعضی چیزهای خوب را از یاد می برند، می اندازد...

خبرنگار قلم نیوز گزارش می دهد: دانشجویان مشتاق کرمان از ساعت ها پیش در انتظار ورود مهندس موسوی بودند و با هم آوایی سرود یار دبستانی، رسیدن موج سبز آزادی را نوید می دادند.

با ورود مهندس موسوی به سالن آمفی تئاتر دانشگاه باهنر کرمان که سالها پیش با کمک او ساخته شده بود، موجی از شور و اشتیاق و هیجان دانشجویان را فراگرفت.

دانشجویان شعار می دادند: «موسوی موسوی حمایتت می کنیم»، «درود برخاتمی، سلام بر میرحسین»، «آزادی اندیشه با احمدی نمی شه»، «انجمن انجمن (اسلامی) حمایتت می کنیم»، «موسوی وطن دوست، حمایتت می کنیم»، «صل علی محمد بوی صداقت آمد»، «صل علی محمد یار امام خوش آمد».

موسوی به ابراز احساسات دانشجویان پاسخ می دهد اما شعارها ادامه دارد. دیگر نشانی از رخوت و رکودی که چندی پیش از فضای دانشگاه می گفتیم، خبری نیست.

بیدار شده انگار دانشگاه و دانشجو و یکصدا فریاد می زند، آزادی را و عزت را و شان دانشگاه را.

تعداد دانشجویان چنان است که گویی کلاسی برگزار نشده و دانشجو و استاد برای نجات سرزمینشان همراه شده اند و راه آن را فقط انتخاب خوب می دانند.

آنها یکصدا شده اند و آزادی اندیشه می خواهند و می خواهند که دیگر دانشگاه پادگان نباشد.

تعداد زیادی دانشجو که تا نزدیکی سن سخنرانی را هم پر کرده اند و جایی باقی نمانده برای دانشجویان پرتعداد بیرون مانده از سالن که در برآوردی سه برابر دانشجویان داخل سالن تخمین زده شد.

دانشجویان در این مراسم، عکس هایی از مصدق و سحابی و تعدادی از دانشجویان و زندانیان سیاسی در دست دارند و تعداد بسیار زیادتری از دانشجویان عکس های خاتمی و موسوی را در دست گرفته اند.

یکی از استادان دانشگاه در سخنانی به بیان برخی مطالبات دانشجویان و همچنین تمجید از دوران نخست وزیری مهندس پرداخت.

سخنان وی با استقبال و تشویق های مکرر دانشجویان مواجه شد.

نوبت به که میرحسین می رسد، دانشگاه به وجد می آید و صدای امید در دانشگاه می پیچد که روزهایی سبز خواهند آمد.

دانشجویان موجی سبز به راه انداخته اند با پرچم هایشان و لباس های سبزشان و آنها که پرچم ندارند، مچ بندی و بازوبندی و شالی سبز به نشانه این که امیدی به آمدن روزهای سبز دارند بسته اند.

میرحسین که گاه لبخند می زند و گاه دستی تکان می دهد و گاهی آرام به شور و هیجان دانشجویان نگاه می کند، در این روزها عادت کرده که دانشجویان با شعارهایشان، او را در جریان وقایعی قرار دهند که در این چند سال بر سرشان رفته. آنها از ستاره دار شدن دانشجو و زیر سوال رفتن شان دانشگاه گله دارند و نمی خواهند با آنها پادگانی برخورد شود.

موسوی پشت تریبون رفت و شور و اشتیاق دانشجویان، همراهش و هر بار که سخنانش اوج می گرفت، اشتیاق دانشجویان افزون می شد و همه صداها یکی می شد: «درود بر موسوی».

میرحسین طی سخنانی کوتاه شهر کرمان و تمدن کهن آن را مورد ستایش قرار داد که این سخنان وی با تشویق مواجه شد.

مهندس از تمدن جیرفت سخن گفت و بر بازخوانی تمدن های بزرگ بشری با توجه به تمدن جیرفت تاکید کرد.

در ادامه پرسش دانشجویان و پاسخ موسوی بود و افت و خیزهای این جلسه.

زمانی که مهندس موسوی در پاسخ به سوالی، بسیاری از مشکلات کشور را ناشی از عدم اجرای قانون دانست و گفت که دولتی که خود، قانون بگذارد و خودش بخواهد آن را اجرا کند، روشش منجر به دیکتاتوری خواهد شد، دانشجویان با تشویق های خود، او را حمایت کردند و یک صدا شعار می دادند: «مرگ بر دیکتاتور».

دانشجویان چنان میرحسین را مورد تشویق قرار دادند که گویی حرف دلشان را پس از چند سال می زندف زمانی که گفت: دولت باید پاسخ دهد که پول های نفت را کجا هزینه کرده است.

در بخشی از این جلسه نماینده بسیج دانشجویی برای طرح پرسش خود پشت تریبون قرار گرفت که به انتقادهای خود از موسوی پرداخت.

موسوی در پاسخ به سوالات این دانشجو از دولت انتقاد کرد و با اشاره به اینکه وزرایش محتشمی پور و ناطق نوری بودند که هر کدام از یک جناح هستند، تاکید کرد که باید در انتخاب وزرای کابینه از چهره هایی توانمند استفاده کنیم نه اینکه به دنبال کسانی مطیع و حرف شنو باشیم.

دانشجویان از این گفته ها به وجد آمده و آن را مورد تایید قرار می دهند.

در جایی از این مراسم، برخی حاضران، شعار می دهند «توپ، تانک، ... دیگر اثر ندارد»... به او بر می خورد زمانی که تعدادی از دانشجویان این شعار را تکرار می کنند؛ با دلخوری نگاهی به جمعیت پرشور دانشجویان که گاه بعضی چیزهای خوب را از یاد می برند، می اندازد.

نگاهش طوری بود که انگار انتظار نداشت چنین شعاری را بشنود از دانشجویانی که بزرگ می داند آنها را و امیدوار است که با تلاش آنها دوباره کشور را بسازد؛ با همان سادگی بیانش می گوید: من جزو علاقه مندان به «بسیجی» هستم؛ وقتی این شعار را می دهید به من بر می خورد.

سخنان میرحسین با تشویق دانشجویان همراه می شود و آنها ضعار می دهند: «درود بر موسوی»

مهندس ادامه می دهد: من طرفدار آن بسیجی هستم که وقتی صندوق های رای را به آن می سپاریم مانند ناموس خود از آن دفاع کند.

این سخنان موسوی با تشویق های پی در پی و مکرر دانشجویان همراه می شود.

در ادامه مراسم، یک نماینده از جنبش عدالت خواه پشت تریبون می آید و بخش هایی از پیام امام (ره) خطاب به دانشجویان اتحادیه اروپا را قرائت می کند که در آن امام (ره) در مرزبندی بین دانشجویان مسلمان و افراد غیرمسلم تاکید کرده بود و جالب اینکه این پیام امام (ره) به دانشجویان اروپایی را به عنوان توصیه به موسوی خواند و از موسوی خواست این شیوه را در داخل کشور که همه مسلمان هستند، اعمال کند.

این دانشجو از موسوی می خواهد مرزبندی خود را با احزاب مشارکت، سازمان مجاهدین و کارگزاران روشن کند که میرحسین موسوی تاکید کرد: از نیروهای توانمند تمام احزاب استفاده خواهد کرد و برای خود خط قرمزی برای استفاده از نیروهای توانمند نمی شناسد.

سخنان مهندس موسوی با شور و اشتیاق دانشجویان همراه شد.

موسوی گفت: از نیروهای توانمند تمام احزابی که در چارچوب قانون اساسی و بر اساس منافع ملی فعالیت می کنند، استفاده خواهم کرد.

دانشجویان موسوی را تشویق می کنند و حمایت.

دانشجوی عدالت خواه، موسوی را مورد انتقاد قرار می دهد که چرا مافیای نفت را خیالی خوانده است و موسوی می گوید: این چه مافیایی است که چهار سال است که تلاش می کنند اعضای آن را دستگیر کنند و حتی یک نفر هم به قوه قضاییه معرفی نشده است؟

دانشجویان با تمام وجود تشویق می کنند و پرچم های سبزشان را تکان می دهند.

موسوی در بخشی دیگر از سخنان خود در پاسخ به سوال یک دانشجوی طرفدار دولت که از موسوی می خواهد از محاسن دولت بگوید، اظهار می کند: یک نکته از دولت به عنوان محاسن گفتم که برنامه 30 :20 همان یک نکته را به صورت بریده پخش و اعلام کرد که من از دولت حمایت کردم؛ در حالی که دولت 6 کانال رسمی و 30 کانال استانی را برای تبلیغات خود در اختیار دارد.

موسوی می گوید که وقت من ارزش بیشتری دارد که بخواهم از دولت تعریف کنم. کار برنامه 20:30 باعث شد که من توبه کنم و دیگر حرفی نزنم.

دانشجویان به طور مکرر موسوی را تشویق می کنند.

زمانی که موسوی تاکید می کند که با هرگونه امنیتی کردن فضاهای دانشگاهی مخالف است ، دانشجویان با تمام توان فریاد زدند: «درود بر موسوی»

دانشجویان به تشویق های خود ادامه می دهند که به موسوی بگویند در این چند سال امنیتی شدن دانشگاه چه دردی برای آنها بوده است. آنها پلاکادرهای خود را که نسبت به این موضوع انتقاد کرده اند بالاتر می گیرند.

ازدحام جمعیت به قدری است که تعداد زیادی از دانشجویان روی سن نشسته اند و طیف های مختلف دانشجویی و مخالفان و موافقان موسوی می توانند سوالات خود را از میرحسین موسوی بپرسند.

میرحسین در حالی که هر بار سخنی می گفت دانشجویان را سر ذوق می آورد و وجد، با گرفتن نشانه ها و پیام ها از دانشجویانی که با شعارها و تشویق هایشان، اولویت هایشان را به موسوی منتقل کردند، خداحافظی کرد و زمانی که می خواست سالن را ترک کند به میان جمعیت دانشجویان آمد و آنها با شعار و درود، او را بدرود گفتند تا روزهای سبز آینده.

40 هزار مورد تخريب رسانه اي عليه احمدي نژاد

يك كارشناس خبري گفت: تخريب رسانه اي عليه احمدي نژاد در چهار سال اين دولت 40 هزار و 930 مورد بوده است كه اين موضوع مظلوميت دولت نهم را نشان مي‌دهد.

سيد‌حسين علوي جمعه شب در همايش انتخاب اصلح و شاخص‌هاي اصولگرايي كه از سوي حاميان دولت نهم در مسجد ولي عصر(عج) تنكابن برگزار شد، افزود: آيا اصلاح‌طلبان واقعا اصلاح‌طلب هستند كه با نگاهي كوتاه به گذشته متوجه مي‌شويم آنان چه عملكردي داشتند.
وي ادامه داد: در نشريات زنجيره‌اي‌ كه در حال حاضر مسئولان آن در راديو آمريكا و تلويزيوني استكبار جهاني عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي صحبت مي‌كنند، متوجه مي‌شويد كه آنها به اين نظام و مردم چه خيانتي كردند.
علوي اظهار داشت: آنها مشكلات فرهنگي كشور را آزاد نبودن موسيقي، رقص و ماهواره عنوان كردند.
وي تصريح كرد: امروز به بركت اقتدار، پايداري و بي‌توجهي به آمريكا توانستيم به دستاوردهاي بزرگي در بخش‌هاي مختلف دست يابيم و استقلال اقتصادي نسبت به دولت‌هاي ديگر در دولت نهم بيشتر مشاهده شده است.
علوي تصريح كرد: در بررسي‌هايي كه به عمل آمد، ميزان تخريب در هشت سال دولت هاشمي چهار مورد بود كه منجر به تعطيلي دو نشريه شد و در هشت سال دولت خاتمي نيز هشت مورد بود سه نشريه تعطيل شد و در چهار سال دولت احمدي‌نژاد 4 هزار و 930 مورد بوده است كه اخيرا نيز روزنامه اعتماد ملي كاريكاتور احمدي‌نژاد را به چاپ رسانده است كه اين مظلوميت دولت نهم را نشان مي‌دهد.
يك كارشناس در ادامه به خدمات دولت نهم و سياست‌هاي داخلي و خارجي و پيشرفت‌هاي علمي، هنري، فرهنگي، اجتماعي و سياسي دولت احمدي‌نژاد پرداخت.
وي در پايان گفت: اصلاحات بايد جهت‌گيري اصلاح به سوي اصول باشد و اگر اصلاح‌طلب حقيقي و درست باشيم، بايد به سوي حق برويم و در مسير آرمان‌هاي شهدا و حضرت امام(ره) حركت كنيم
 
 السلام علی شیخ اصلاحات
 
کروبی
 

سحام نیوز : آیت الله مهدوی کنی، دبیر کل جامعه روحانیت مبارز از اهانت های حسین شریعتمداری نسبت به مهدی کروبی به شدت انتقاد کرد . به نوشته سایت جهان نیوز آیت الله مهدوی کنی در جلسه درس اخلاق خود از این گونه مواضع و نوشته های شریعتمداری ابراز ناخشنودی کرده و ناراحتی شدید خود را اعلام کرد .   عمده گلایه و دلخوری آیت الله مهدوی کنی در زمینه زیر سوال رفتن شان روحانیت و خدمات مسئولان و بزرگان انقلاب بوده است . گفتنی است که پس از انتشار یادداشتی در کیهان که طی آن از ترور خاتمی خبر داده شده بود،آیت الله مهدوی کنی در سخنانی در جمع اعضای جامعه روحانیت مبارز ضمن انتقاد به نوشته کیهان به حسین شریعتمداری اعتراض کرده بود .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:8  توسط سید احمد امام جمعه گلپایگانی  | 

نقد مخاطبان /کاش یک کم انصاف داشتیم!

 

http://www.mahroo1371.blogfa.com/

 

روز خارجی

سکانس اول – جلوی گیشه ی سینما

مرد بلیط فروش با سرعت بلیط ها را جدا می کند و در قبال دریافت مبلغی آنها را می فروشد . جلوی در سینما جمعیت زیادی جمع شده اند و منتظر هستند تا در سینما به رویشان باز شود . بیرون در حرف از فیلم روی پرده است . هیچ کس نمی گوید که این فیلم خوب نیست . و این یعنی پیش داوری ممنوع !

روز داخلی

سکانس اول – سالن سینما

مردی که با دیدن بلیط ها و شماره هایشان جای هر فرد را به او نشان می دهد ، از زیادی جمعیت ، توجهی به شماره های روی بلیط ها نمی کند و فقط تو را به طرف صندلی خالی هدایت می کند . همه خدا را شکر می کنند که چند دقیقه دیرتر نرسیدند و گرنه سینما پر می شد . و من که طبقه ی دوم سینما نصیبم شده ، به چند ماه پیش فکر می کنم که برای دیدن یک فیلم به سینما آمده بودم و پرنده هم پر نمی زد ، حالا چه شده  در تعطیلات عید که همه به مسافرت رفته اند ، سینما اینقدر شلوغ شده ؟!

روز داخلی

سکانس دوم – سالن سینما

فیلم با آن جمله ی جادویی شروع می شود و همه با نگاهشان جمله را تشویق می کنند . و من قلبم به تپش می افتد و منتظر تمام شدن تیتراژ آغازین می شوم . به اطرافم نگاه می کنم ؛ به آدم هایی که با موهای کوتاه و بلند ، چادر و مانتو ، روی مد و خارج از مد ، روی صندلی ها نشسته اند و مشتاقانه به پرده ی سینما چشم دوخته اند . من موبایلهایی را می بینم که زنگ می خورند ، ولی کسی جوابشان را نمی دهد !

روز داخلی

سکانس سوم – سالن سینما

همه محو تماشای فیلم شده اند ، روی پرده تصویر بهترین بازیگران سینما را می بینی که آنقدر زیبا گریم شده اند و زیبا تر از آن بازی می کنند که نمی توانی آنها را از خود واقعی شان تشخیص دهی . گاهی صحنه های دردناک فیلم ، سینما را در بغض و سکوت فرو می برد . صحنه های زیبا و حساس فیلم که می رسد ، صدای سوت و دست ، فضای سینما را پر می کند ، و من می گویم : چه جالب ! مردم بدون حضور عوامل فیلم هم تشویق می کنند ! هیچ کس به ساعتش نگاه نمی کند و کسی خمیازه نمی کشد !

روز داخلی

سکانس چهارم – سالن سینما

کم کم قصه ی فیلم به انتها می رسد و من لبخند های رضایت را می بینم و صدای زیبا ی سرودی را که در پایان فیلم پخش می شود ، می شنوم . و غرور سر تا پای وجودم را در برمی گیرد و افسوس می خورم ، که ای کاش جایزه ای نصیب این فیلم می شد !

شب داخلی

سکانس پنجم- راهروی خروجی سینما

همه لبخند می زنند و می گویند : عالی بود ، حرف نداشت . انگار همه دوست دارند با صدای بلند نظرشان را بگویند ، تا دیگران هم حس آنها را نسبت به فیلم بدانند .

شب خارجی

سکانس دوم – جلوی در سینما

جمعیت زیادی که منظر ما بودند تا فیلم را در سانس بعد ببینند . ومن سینماهای هم جوار را می بینم که به ندرت عده ای مشغول خرید بلیط هستند . وبرای سلیقه ی مردم کشورم خوشحال می شوم که این فیلم را برای دیدن انتخاب کردند . و من به سر در سینما نگاه می کنم و عکس ستاره های سینما را کنار نام پر سر و صدای اخراجی های 2 می بینم .

روز داخلی

سکانس اول – جلوی رایانه ی خودم

من نظر بی رحمانه ی آقایی را در بخش نظرات وبلاگم می بینم که در کمال بی مهری ، به این فیلم انتقاد زننده ای کرده است . با خودم می گویم : ای کاش یاد می گرفتیم قبل از انتقاد کمی فکر کنیم !

روز داخلی

سکانس اول – توی اتاق خودم

به این فیلم و کارگردان محبوبش فکر می کنم . و انتقاد های مخربی که بیخود و بی جهت به این فیلم تاریخی و زیبا می شود . با خودم می گویم : نه ! مردم کشورم آنقدر اندیشه هایشان رشد کرده که این فیلم را به خاطر خنده دار بودنش انتخاب نکرده باشند . و من می دانم که مردم می دانند ، پشت صحنه های خنده آور اخراجی ها ، حرفی عمیق پنهان است و نشانی از روزهای سخت جنگ و اسارت دارد.

وامیدوار می شوم که شاید روزی منتقدان ما کمی منصفانه تر برخورد کنند !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 22:31  توسط سید احمد امام جمعه گلپایگانی  |